صفحه نخست / اجتماعی / آیا رسانه های ما را می توان به عنوان رکن چهارم دموکراسی به حساب آورد؟

آیا رسانه های ما را می توان به عنوان رکن چهارم دموکراسی به حساب آورد؟

خبر کیش


از آغاز عصر انتشار روزنامه ها و مجلات، از این رسانه های پرمخاطب و فراگیر به عنوان سنگ بنای دستیابی به آزادی و رکن چهارم دموکراسی که کجروی های قدرت های حاکم را نشان خواهند داد، یاد می شد.

نویسنده با اشاره به محبوبیت بی نظیر مطبوعات در قرن نوزدهم میلادی و استقبال طبقات فقیر و متوسط از مطالب آنها که خشم دولتمردان و اشراف زادگان را برمی انگیخت، یادآوری می کند که به دنبال فشارهای مالیاتی و وابسته شدن به درآمدهای تبلیغاتی، روزنامه های ما به بنگاه هایی تبدیل شده اند که دیگر هدفی جز تقویت جایگاه ابرشرکت های تجاری و قدرت حاکم ندارند. در این شرایط، آیا می توان همچنان رسانه های فراگیر را به عنوان رکن چهارم دموکراسی به شمار آورد؟

این حقیقت که نشریات کنونی ما می توانند به عنوان ابزاری مهم جهت دستیابی به آزادی شناخته شوند، در سایه سوءاستفاده های دولت ها و شرکت ها ، با پرسش ها و ابهامات زیادی روبه روست. همان طور که آندره مار در مقاله ای خاطرنشان می کند: «اگر مردم ما قدرت را درک نکنند و توجه آنان نیز از این موضوع منحرف گردد، صاحبان قدرت، آزادی هایشان را تحت سیطره خویش در خواهند آورد.»
وی که در گذشته به عنوان سردبیر اخبار شبکه «بی بی سی» و همچنین روزنامه «ایندیپندنت» به فعالیت مطبوعاتی می پرداخت می افزاید: «تنها راهی که می توان با استفاده از آن، قدرت عظیم بازار را تحت کنترل درآورد و رهبران سیاسی را نیز مسئولیت پذیر نمود، داشتن شهروندانی آگاه و فعال و در عین حال اندیشمند است. برای دستیابی به این دورنما نیز ما باید از ژورنالیسمی مردمی بهره گیریم، هر چند ممکن است در پاره ای موارد، به نتایج مورد نظر خود دست پیدا نکنیم.» از زمان به صحنه آمدن مفهوم رکن چهارم دموکراسی در سال های میانی قرن نوزدهم میلادی که به نقش مهم مطبوعات و رسانه ها در جامعه اشاره دارد، بسیاری معتقد بوده اندکه باید این رسانه ها را به عنوان ابزاری جهت قدرت سیاسی و نه برای قدرت سیاسی حاکم به حساب آورد. اینک باید پذیرفت که تلقی از مطبوعات به عنوان مدافعان حیاتی منافع عمومی، افسانه ای است که به دوره تئوری های کلاسیک لیبرال باز می گردد.


می توان اظهار داشت که تئوریسین حوزه اجتماعی یعنی جیمز میل (۱۸۳۶-۱۷۳۳)، برای اولین بار از مفهوم «دیده بانی» برای رسانه ها نام برده است. او از حامیان آزادی مطبوعات بود، چرا که به عقیده وی، عدم وجود آزادی رسانه ای، به معنای پایان آزادی های اجتماعی می باشد.

از دیرباز فعالیت های رسانه ای و ژورنالیستی در نظام های دموکراسی غرب، عمیقا وابسته به مفاهیم لیبرال آزادی، دموکراسی و مطبوعات مستقل بوده است. هر چند هم اینک بسیاری از رسانه های فراگیر و مؤثر در جوامع ما با سوءاستفاده از این مفاهیم، تنها به منافع اقتصادی خویش و حامیانشان می اندیشند. امروزه ابرشرکت های رسانه ای غول پیکر به یکی از بازیگران مؤثر فرآیند جهانی سازی تبدیل شده اند، هر چند همواره صحبت از استقلال حرفه ای خود به میان می آورند.
آنان باید به این پرسش مهم پاسخ دهند که یک ابرشرکت رسانه ای چگونه خواهد توانست به انعکاس سوءاستفاده ها و سوء رفتارهای ابرشرکتی دیگر در حوزه های انسانی و یا زیست محیطی بپردازد؟
اهتمام به ارزش های اخلاقی در رسانه ها، به معنای نظارت و کنترل قدرت سیاسی حاکم و نشان دادن سوءاستفاده های به وجود آمده از قدرت است. هر چند رسانه های ما در این نقش آفرینی خویش کاملاً ناکام بوده اند، اما ادعاهای دروغین خود را همواره تکرار می کنند. از سوی دیگر، آزادی و مسئولیت پذیری ژورنالیسم حقیقی، بخشی از ادای دین به سرنوشت جامعه ای است که در آن زندگی می کنیم. روزنامه نگاران و سردبیران نشریات باید آزادانه قادر باشند که واقعیات و نظرات خویش را بدون هیچ گونه محدودیت و هراسی مطرح کنند. دو منتقد و کارشناس انگلیسی تبار رسانه ها یعنی جین سیتون و جیمز کوران، در کتاب خود با عنوان «قدرت بدون مسئولیت پذیری» که ویرایش اول آن در سال ۱۹۸۱ میلادی انتشار یافت، به بررسی ابعاد مختلف این افسانه که رسانه ها حامیان منافع مردم هستند، می پردازند. آنان در این کتاب به بررسی روابط درونی قدرت های سیاسی و تجاری انگلستان با مدیران رسانه ها می پردازند. از نگاه آنان، تئوری لیبرال که برای توجیه فعالیت های آزادانه بنیان گذاران مطبوعات مورد بهره برداری قرار می گیرد، بیش از هر زمان دیگری در غل و زنجیرهای وابستگی و روابط پشت پرده، به بیراهه رفته است. البته آنان به صورتی رفتار می کنند که با برچسب پروپاگاندا هم روبه رو نشوند.
در اوایل قرن نوزدهم میلادی، هنگامی که مطبوعات برای همه شهروندان قابل دسترسی شدند، روزنامه نگاران شروع به طرح مطالبی نظیر «حقوق بشر» و «روابط ارباب و برده» نمودند. از همان زمان، رسانه های رادیکال در جامعه انگلستان از محبوبیت زیادی برخوردار شدند. کارگران برای رسیدن روزنامه، مدت ها در سر چهارراه ها منتظر می ماندند، در قهوه خانه ها و فروشگاه ها، پیرامون موضوعات مطرح شده در روزنامه ها به جر و بحث می پرداختند و برای بی سوادان، اخبار را با صدای بلند می خواندند و روزنامه های آن دوره نظیر «پورمن گاردین» و «تام دیسیچ» به نیروهایی قدرتمند در ژورنالیسم اجتماعی پرمخاطب تبدیل شدند. در آن سال ها، روزنامه ها کاملاً فارغ از وابستگی های سیاسی و روابط تجاری به فعالیت می پرداختند؛ شرایطی که به محبوبیت بالای آنان انجامید. در آن سال ها به دلیل وابستگی کامل رسانه ها به فروش، دولت ها قادر به کنترل مستقیم این رسانه ها نبودند، هر چند مسئولان بلندپایه تلاش نمودند که از راه های مختلف بر آنان فشار وارد کنند. اتهام افترا و توهین به آنان، افزایش مالیات و چند برابر کردن هزینه پست، بخشی از روش های به کار گرفته شده بود. این اقدامات، به افزایش بیشتر محبوبیت روزنامه های رادیکال در میان اقشار فقیر و متوسط انجامید. اما در مقابل، اشراف زادگان را عصبانی می کرد.
سرانجام، فشارهای مالیاتی بر روزنامه ها به همراه روند لجام گسیخته صنعتی شدن و سیطره ارزش های تجاری باعث شد که مطبوعات آزاد و مستقل مجبور شوند که به درآمدهای چاپ تبلیغات وابسته شوند. از سوی دیگر، جامعه با موجی از روزنامه های ارزان قیمت سرشار از آگهی روبه رو شد که آیینه خواسته های ثروتمندان و شاهزادگان و اربابان آن روزگار بود و به حفظ «ثبات اجتماعی» می اندیشیدند. لذا در دوره ای نه چندان طولانی، شعار استقلال و آزادی نشریات کاملاً از معنا تهی گردید. این تغییرات ساختاری باعث شد که تأمین منافع صاحبان تبلیغات، به عنوان محور کارهای مطبوعاتی قرار گیرد و آن وضعیت تا روزگار ما همچنان ادامه دارد. محقق و کارشناس برجسته سیاسی نوام چامسکی می گوید: «یک اصل بنیادین در فعالیت های رسانه ها این است که اختلاف نظر با قدرت حاکم، به نابودی آن نشریه خواهد انجامید.»
استفاده از تعبیر «هوو» برای صاحبان تبلیغات در مقابل شعار استقلال رسانه ها، از تأثیرات شگرف و دو طرفه موجود حکایت می کند. بدین ترتیب، رکن چهارم دموکراسی که آخرین امید مردم طبقات فقیر و متوسط به شمار می رفت، در دولت ها و ابرشرکت ها به اسارت گرفته شد.

آیا ما دیگر بار می توانیم آزادی و استقلال واقعی رسانه ها را جشن بگیریم؟


دموکراسی چیست؟


بحث بر سر دموکراسی و یا به تعبیر امروزی مردمسالاری بدون شناخت بنیادهای آن، بحثی ناقص و نارسا است. اینکه امروزه بر سر موفقیت و عدم توفیق و سابقه دموکراسی سخن گفته می شود نیازمند و مستلزم آن است که شاخصه های دموکراسی که همان بنیادهای آن است را بشناسیم. بنیادهای دموکراسی و یا ارکان آن مبتنی بر چهار رکن اساسی است و به هر حکومتی که این ارکان را در نظام سیاسی خود منظور کرده و بدان التزام نظری و عملی داشت نظام سیاسی دموکرات اطلاق می گردید. این ارکان مهم عبارتند از:

۱- قانون اساسی ۲- نظام پارلمانی (مجلس) ۳- احزاب سیاسی ۴- مطبوعات آزاد.

در گذشته حکومت دموکراسی به حکومتی گفته می شد که چه در قالب و شکل نظام مشروطه سلطنتی و چه در قالب و شکل جمهوری بر این ارکان و بنیادهای ذکر شده استوار بوده است. از میان این ارکان چهارگانه، قانون اساسی وجه تمایز اصلی نظام دموکرات با نظام های استبدادی در هر نوع آن اعم از پادشاهی (مونارشی)، الیگارشی، آریستوکراسی، فاشیستی، دیکتاتوری نظامی، میلیتاریستی (ارتش سالار) و غیره بوده است چرا که در نظام دموکرات اختیارات و وظایف و قدرت فرمانروا اعم از پادشاه مشروطه یا رئیس جمهور یا فرمانروا بر مبنای قانون اساسی از حالت نامحدود درآمده و محدود و مقید می شود. مجلس و نظام پارلمانی نیز رکن دوم نظام دموکراسی است که به وضع قوانین برای اداره جامعه پرداخته و آن را از خودمحوری و استبداد رای دور نگه می دارد. اما رکن سوم دموکراسی چه از نوع مشروطه سلطنتی و چه از نوع جمهوری، اگرچه بعد از قانون اساسی و نظام پارلمانی (مجلس) قرار می گیرد ولی از جهت اهمیتی که در جلوگیری از خودکامگی دارد از دو رکن دیگر مهمتر جلوه می کند، به گونه ای که گفته شده حکومت دموکراسی بدون احزاب سیاسی با دیکتاتوری فرقی ندارد رکن چهارم حکومت دموکراسی مطبوعات آزاد هستند که نقش بسیار مهم اطلاع رسانی و آگاهی بخشی و به روز کردن و یا به روزآمد نمودن دانسته ها و اطلاعات عمومی و مردمی و فرهنگسازی عمومی در ابعاد سیاسی و اجتماعی و غیره و جهت دهی و تنویر افکار عمومی را به عهده دارند. به خصوص در جوامعی که احزاب سیاسی وجود نداشته و فعالیت احزاب سیاسی تعطیل باشد فی المثل در مقاطعی از تاریخ ایران، مطبوعات نقش احزاب سیاسی و وظیفه و رسالت آنان را نیز به عهده می گرفتند.

این امر سبب شکنندگی مطبوعات در حوادث و رویدادها و تحولات سیاسی می گردید.

امروزه رکن پنجمی نیز به ارکان دموکراسی افزوده شده که آن آزادی های مدنی است در قالب آزادی بیان و قلم و اندیشه و عقیده و آرمان

و نیز توسعه نهادهای مدنی و اجتماعی که از حقوق ملی و مردمی دفاع کنند به گونه ای که دموکراسی بدون آزادی های مدنی بی معنی است و حکومت مردمسالاری بدون آزادی های مدنی بی وجه، بی پایه و بدون اساس تلقی می شود. اما دموکراسی دارای روش هایی برای اجرای اهداف و آرمان ها و منویات خود است که مهمترین آنها استفاده از انتخابات و رای اکثریت و مراجعه به آرای عمومی در قالب انتخاب از میان کاندیداتورها یا نامزدهای نمایندگی مجلس، رئیس جمهور، شوراها، انتخابات محلی و شهرداری ها و غیره و نیز رفراندوم یا همه پرسی برای تایید یا رد مسئله ای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و یا اقتصادی در قالب آری – نه= بلی – خیر است. طبیعی و بدیهی است که آرای عمومی و اکثریت فقط به مثابه روش های دموکراسی محسوب می شوند نه هدف دموکراسی. بنابراین جامعه و حکومت و دولتی که صرفا از روش های دموکراسی استفاده می کند و به آرمان دموکراسی پایبند نیست نمی تواند حکومتی دموکرات محسوب شود. خصوصا امروزه در جهان حکومت ها و دولت ها سعی می کنند تا با تقلید صوری و ظاهری از روش های دموکراسی و نیز تشریفات قانونگذاری و ایجاد مجالس ملی خود را دموکرات و جلوه دهند و ما شاهد دموکراسی های غیرمستقیم از نوع دموکراسی های پارلمانتاریستی بسیاری در جهان هستیم.

درباره دولتخانه کیش

سفر يعني زندگي زندگي يعني سفر صاحب امتياز شركت طراحان ايده نو پارس كيش پايگاه خبري فرهنگي و اجتماعي و هنري و گردشگري دولتخانه كيش برابر متون بدست آمده از مؤرخين از جمله شيراز نامه ، كيش در گذر تاريخ با نام و پيشوند دولتخانه كيش يعني شهر دولتمندان بجهت حضور تجار و بازرگانان و داد و ستد حرير و مرواريد در رديف سرزمين هاي مهمي چون تركستان و هند و چين نام گذاري گرديده بود.

لطفا در زمان دیگری چک نمایید.

توقیف و جریمه ۵۹۹ خودرو طی ۹ ماهه گذشته بعلت ورود به پیست دوچرخه سواری کیش

طی ۹ ماهه گذشته توقیف و جریمه ۵۹۹ خودرو بعلت وارد به پیست دوچرخه سواری …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *