محمدابراهیم انصاریلاری، پژوهشگر حوزه فرهنگ و سیاست، در یادداشتی برای #راهبرد نوشت:
✍ درباره عدم انسجام دولت در تصمیمگیرىها و طرح موضوعات و ایدههای بىوجه و نابجا از سوی رییسجمهور و اظهارنظرهای عجیب و غریب از سوی ایشان و دیگر دولتمردان سخن فراوان است.
✍ آخرین مورد از این سخنان، طرح مباحث مربوط به تمرکززدایى و واگذاری اختیارات بیشتر به مدیران عالی استانهاست که قطعا کارشناسان و صاحبنظران مربوط درباره آن هم گفتهاند و نوشتهاند و هم لازم است بیشتر بگویند و بنویسند.
✍ اما از نظر این بنده که تجربه اداره دو استان و معاونت وزیر کشور را در دولت اصلاحات داشتهام؛ وقتی در نصب و تعیین وزرا و مدیران عالی استانها، اگر نه همه، اما در اغلب موارد، شایستهسالاری فداى پدیدهای فلهای و موهوم به نام “وفاق” شده است، به نظر میرسد به جاى افزایش اختیارات مدیران عالی استانها، باید نظارت و ارزیابی بر رفتار و عملکرد آنها پررنگتر شود.
✍ وقتی فهم وزیر امورخارجه از افزایش اختیارات استانها در این حد است که در کمال شگفتى اعلام میکند “استانداران استانهاى مرزى مىتوانند به صورت مستقل با کشورهای همجوار روابط دیپلماتیک داشته باشند” که حتى در سیستمهاى فدرال که اوج واگذارى اختیارات به مدیران ایالتها را آنجا میشود دید هم چنین چیزى مجاز نیست؛ معلوم میشود که این ایده نارس و نپخته را هم باید به حساب بار و بری تازه تر از باغ بىدروپیکر دولت گذاشت.
✍ فلذا انتظار از آقای رییسجمهور، که بىملاحظه و بىمطالعه پیش و پس اجراى چنین ایدهاى آن را به درون جامعه پرتاب کردهاند؛ این است که همین امروز دستور بفرمایند این مقوله بهکلى جمع شود و در عوض هم و غم خود و همکارانشان را بر تحقق قولهایى که دادهاند، متمرکز کنند…
نظر شما