تالاب هورالعظیم خشک میشود تا شرکتها به اکتشاف نفت بپردازند. تالاب میانکاله با تاسیسات عظیم پتروشیمی که در جوارش ساخته میشود دست و پنجه نرم میکند تا در ازای سودی اندک چرخه طبیعی اکوسیستمی که قرنها و هزارهها از گزند حوادث مصون مانده، در کوتاه زمانی نابود شود. آب زاینده رود با دستکاری و تصمیمات اشتباه خشک و منحرف میشود تا در کنار خشکسالی طبیعی، جان تالاب گاوخونی را بگیرد. بخت از بختگان رخت برمیبندد، دریاچه هامون به صحرای هامون بدل میشود، مساحت دریاچه ارومیه در زمانی کوتاه به یک سوم کاهش مییابد و تالاب انزلی و بسیاری دیگر از تالابهای ارزشمند ایران در سایه بیتوجهیِ ما رو به خشکی میگذارند و ما ناظران از کار افتادن قلب تپنده محیط زیستمان هستیم. در نتیجه این خشکشدنها ریزگردها سر از زمین برمیدارند و آسمان روشن را تیره و تار میکنند. زمین دهان باز میکند و فروچالهها پدید میآیند و به یکباره هر آنچه هست را میبلعند. پرندگان مهاجر مسیرشان را کج میکنند، زندگیها نابود میشود و دیری نمیپاید که گرد مرگ همه جا را بپوشاند و جبران آن از دست هیچ کس بر نیاید.
▪️ اما آیا هیچ کاری از دست ما، بهخصوص مسئولان که بار اصلی این مسئولیت را برعهده دارند بر نمیآید؟ کمبود بارش و تبخیر آب را شاید نشود کاری کرد اما روانه کردن پسابها و پسماندهای صنعتی و شهری به تالابها را چه؟ کندن چاههای متعدد و عمیق را چطور؟ آیا متوجه هستیم که با مدیریت ناصحیح آب، انتقال غیرمسوولانه آبهای ورودی به تالابها، سدسازیهای غیر اصولی، و مصرف بیرویه از سفرههای زیرزمینی چه بلایی بر سر محیط زیستمان میآوریم؟ ما ساکنان ایران زمین را چه شده که با توجیههای سستپایه، اهمیت تالابها را ندیده میگیریم و زخمی عمیق و ماندگار بر پیکر این خاک میزنیم؟ یک نگاه به اطراف خود بیاندازیم و ببینیم که چرا اکنون از میان صدها تالاب، تنها تقریبا ۸۴ تالاب با اهمیت بینالمللی در ایران هنوز زندهاند. در سالهای اخیر، طرحهای توسعه و اجرای پروژهای اکتشاف نفت و توسعه پالایشگاهها و آتش زدن حوضچههای نفتی در تالابها، پروژههای سد سازی و طرحهای انتقال آب، خشکسالی، بارش کم، ساخت سازهها در بالادست و ورود فاضلاب شهری و پسماند کارخانهها به آب تالابها، قطعه قطعه کردن تالابها و نیز استفاده غیرقانونی از آب آنها برای مصارف کشاورزی و صنعتی در کنار فقدان نگرش زیست محیطی و مدیریت ناصحیح آب و همچنین نبود برنامههای موثر برای احیا، از جمله دلایل نابودی تالابهای کشورمان بوده است.
▪️ بحران از بین رفتن تالابها فقط مساله ایران هم نیست. تالابها تقریبا ۶ درصد مساحت کره زمین را تشکیل میدهند و ارزش اکولوژیکی بسیاری برای زندگی گیاهان، جانوران و انسانها دارند. بیتوجهی ساکنان این کره خاکی در حفاظت از تالابها حیات آنها را با یک بحران جدی جهانی روبرو کرده است و این وظیفه ما ساکنان زمین را سنگینتر میکند. به همین دلیل سازمان ملل پا پیش گذاشته و از سال ۱۹۹۷ میلادی، دوم فوریه را به عنوان روز بینالمللی تالابها نام گذاشته است تا توجه همگان را به وظیفه سنگینی که برای حفظ حیات تالابها دارند جلب کند. دوم فوریه همزمان است با «کنوانسیون رامسر» که بیش از ربع قرن قبلتر از اعلام چنین روزی، کشورهای جهان را در شمال ایران در شهر رامسر گرد هم آورد تا پیمانی بینالمللی برای حفاظت از تالابها و حیوانات و گیاهان وابسته به آنها (بهویژه پرندگان آبزی) امضا کنند.
▪️ بزرگداشت و یادآوری روز بینالمللی تالابها تلاشی ارزشمند است تا ما انسانها، اعم از مردم عادی و مسئولان و مقامات کشورها، توجه بیشتری به مساله مهم حفاظت از تالابها کنیم؛ مناطقی که بر طبق تعریف، «آب» یا همان مایهی حیات و زندگی، عامل اصلی و مشترک تشکیلدهنده محیط زیست آنها است و آنطور که کنوانسیون رامسر معرفی کرده مناطقی پوشیده از مرداب، باتلاق، لجنزار یا آبگیرهای طبیعی و مصنوعیِ دائمی یا موقت هستند که آبهای شور یا شیرین به صورت راکد یا جاری در آنها یافته میشود.
@Parto_School
نظر شما