👈 محمدابراهیم انصاری لاری، پژوهشگر حوزه فرهنگ و سیاست، در یادداشتی برای #راهبرد نوشت:
✍ اگر امروزِ ایران، بسیار متفاوتتر از همه زمانهایی است که خطیر و تاریخی خوانده میشد و اینبار ایران بهراستی در شرایط حساس و خطیری قرار گرفته است و اگر بهراستی در جایی ایستادهایم که یک سوی آن، دروازه ورود به یک جنگ فراگیر منطقهای و بل جهانی است و سوی دیگرش، دروازه ورود به توافقی است که میتواند ما را از وضعیتی که چشماندازش غالبا دوزخی بوده است، برهاند و شاید حتى آغاز ورود به دنیایى جدید و نویدبخش فردایی بهتر هم باشد؛ و اگر بهراستی بدخواهان وکینهتوزانی از جنس صهیونِ آشکار و شاید دشمنانی بدتر اما پنهان هم داریم که دایما سیاهترین و مخوفترین آرزوها را برای ایران در دل پروردهاند؛ دراینصورت آیا کسی تردیدی دارد که کوچکترین اشتباه و کمترین غفلت اگر در داخل کشور از هر کسی سر بزند، میتواند بهانه و دستاویزی برای دور شدن از دروازه توافق و نزدیک شدن به مرز وحشت و خون و آتش و خشونتِ یک جنگ تمامعیار باشد؟
✍ آیا کسی هست که باور نداشته باشد که ایران وایرانیان چه لطمات جبرانناپذیری از جنگ هشت ساله با عراق متحمل شدهاند؟
✍ تجلیل از رزمندگان و مدافعان جانبرکف ایران عزیز و حرمت و عزت همه جانباختگان و جانبازان و آزادگان سرفراز همه به جای خود؛ اما کسی هست که باوری غیر از این داشته باشد که:
از آن جنگ ما را بَد آمد به سر
پسر بی پدر شد، پدر بی پسر
✍ مىتوان به جرئت و با استناد به آخرین پیمایشهای فرهنگى و اجتماعی ایرانیان گفت که اگر نه همه، اما فهم اکثریت ایرانیان بر این باورها استوار است.
✍ با این اوصاف، چرا باید اجازه داد اقلیتی تندرو در دل مجلسی که خود با پشتوانه مردمی کمتر از ۱۰درصد شکل گرفته است، یعنی اقلیت در اقلیت، هرکدام از سویی، هرچه خواستند بگویند و نهتنها مرزهای قرمزتر از خونی که در طول این سالها برای منتقدان مخلص و معترضین به سیاستهای جاری ترسیم کرده بودند را پشت سر بگذارند؛ بلکه با کمال وقاحت، توام با جهالت میزان لاقیدی و بیپروایی خود را نسبت به ولایتی که از قضا در قانون اساسی
اختیار جنگ و صلح از آن اوست نیز به صورت شگفتانگیزى نشان دهند.
✍ پشت سر این اقلیتِ در اقلیت مثل همیشه ردَّ پای جماعت متوهم و خیالپرداز پاىِدارىها دیده میشود که سالهاست در حال ضربه زدن به ریشه دار و درختهای تناور و اصیل هستند.
به قول مولانا:
نیست وش باشد خیال اندر روان
تو جهانی بر خیالی بین روان
از خیالی صلحشان و جنگشان
وز خیالی فخرشان و ننگشان
✍ بگذارید در فراز پایانی به این نکته نیز بپردازم. حال که چشماندازی از حکمرانی خردمندانه و نشانههایی از بازگشت صادقانه به مردم را در رویکرد بینالمللی و در نوع مواجهه با آمریکا بهعنوان مهمترین و کهنهترین مسئله مشاهده میکنیم و در آستانه یک تحول هستیم و نقطه شروع این تحول یعنی اولین دور مذاکرات را با موفقیت پشت سر گذاشتهایم و به نتایج دور دوم هم بسیار امیدوارانه مینگریم؛ به نظر میرسد میتوان امیدوار بود که حاکمیت در تکمیل این حرکت شجاعانه و هوشمندانه در حوزه سیاست خارجی، این رویکرد خردمندانه را در سیاست داخلی نیز دنبال کند.
✍ در طول این سالها عناصر صادق، شجاع و صریحاللهجهای بودهاند که به صرف انتقاد از وضع موجود و سیاستهای مورد عمل و برنتافتن شیوههای نابخردانه در حکمرانی
دچار حبس و حصر و محدودیتهای فراوانی شدهاند.
✍ اگر امروز به وحدت و همبستگی ملی برای مواجهه با آینده کشور نیاز داریم، بیتردید رفعِ حبس و حصر و محدودیت از این چهرههای صادق و منتقد و درعینحال معتقد، هر آن ترجیح دارد به آزادى و ولنگارى سیاسى، توام با ناراستى و بىصداقتى برخى عناصر تندرو که بسیاری از اصولگرایان نیز از آنها برائت جستهاند.
نظر شما