در حالی که گردشگران و ورزشکاران، جزیره کیش را با نشاط بیسابقهای آکنده بودند، فدراسیون دوومیدانی به رهبری رییس آن، نه تنها سهمی در این موفقیت نداشت، بلکه با صدور بیانیههای مکرر، سعی در تخریب یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ ورزش کشور داشت.
*اینک پرسش اصلی این است: خط مشی این فدراسیون، حمایت از ورزش است یا حراست از انحصارگری و کاسبی؟*
ششمین دوره ماراتن بینالمللی کیش، علیرغم هجمههای پی در پی فدراسیون دوومیدانی، با حضور پرشور بیش از ۵۰۰۰ علاقه مند و دونده از سراسر کشور به پایان رسید. با این حال، به جای حمایت و قدردانی از برگزارکنندگانی که موفق شدهاند هزاران نفر را به سلامت به خط پایان برسانند، فدراسیون مذکور در اقدامی عجیب، بار دیگر پای در میدان تخریب گذاشت و مسئولیت تمامی «حواشی» را یکطرفه بر دوش منطقه آزاد کیش انداخت.
*سیاست انکار به جای همکاری*
براساس اظهارات رئیس فدراسیون،گویا تنها راه قانونمند شدن یک رویداد ورزشی، گذر از صافی انحصاری این نهاد انحصارگراست . احسان حدادی با تفسیری خاص از قوانین ادعا میکند که ماده ۶۵ قانون (که به مناطق آزاد استقلال عمل میدهد) شامل فدراسیون، به عنوان نهادی «غیردولتی» نمیشود. این در حالی است که مسئولان برگزاری ماراتن کیش به صراحت اعلام کردهاند تمام مجوزهای لازم از مراجع ذیصلاح از جمله شورای تأمین و سازمان منطقه آزاد کیش را دریافت کردهاند و طبق همان ماده ۶۵، نیاز به مجوز جداگانه فدراسیون ندارند.
این تقابل،بیش از آن که یک بحث حقوقی باشد، نشاندهنده یک نگرش انحصارطلبانه و دور از روحیه توسعه ورزشی است. فدراسیون به جای ارائه راهکار و همکاری، ترجیح داده است با برچسب «غیرقانونی» زدن، در حاشیه امن خود بایستد و منتظر بماند تا اگر رویدادی موفق شد، آن را به پای موفقیت خود بگذارد و اگر حاشیهای پیش آمد، سریعاً با هجمه سازی انگشت اتهام را به سمت دیگران نشانه رود.
*پشت پرده مالی: ادعایی که فدراسیون را به چالش میکشد*
ماجرا اما تنها به اختلاف نظر حقوقی ختم نمیشود.پیام دیباج، مدیر این ماراتن، پرده از انگیزه دیگری برداشته است: منافع مالی. وی با صراحت اعلام کرده که مخالفت فدراسیون و «حاشیهسازی» های آن ریشه در مسائل مالی دارد. به گفته دیباج، فدراسیون از سال اول برگزاری این رویداد با «سنگاندازی» و فشار سعی در دریافت پول داشته است، حتی در مواردی که پرداختی نیز انجام شده، مجوزی صادر نشده است.
این ادعا،موضع فدراسیون را در هالهای از ابهام و شائبه جدی قرار میدهد. آیا واقعاً دغدغه اصلی، نظم بخشیدن به ورزش همگانی است یا کنترل چرخه مالی رویدادهای پرطرفدار؟ وقتی فدراسیون به جای ایفای نقش حامی و ناظر فنی، به عاملی برای اخاذی و ایجاد مانع تبدیل شود، طبیعی است که برگزارکنندگان مستقل به راه خود بروند.
هجمه رسانهای و سوءاستفاده از ارزش های دینی
در اقدامی هماهنگ،برخی رسانهها، با بزرگنمایی مسائل حاشیهای، سعی در تخریب کامل این رویداد ورزشی داشتند. فدراسیون نیز به جای محکوم کردن این رویه غیرحرفهای، سکوت اختیار کرد و پس از ایجاد جوسازی، خود را به ناآگاهی زد و تمام تقصیرها را متوجه برگزارکنندگان دانست. حتی از نام و احساسات مذهبی نیز به عنوان ابزاری برای فشار استفاده شد.
این رویکرد دوگانه– یعنی استفاده ابزاری از انتقادات دیگران برای پیشبرد اهداف خود – از ضعف موضع فدراسیون و نبود استدلال محکم خبر میدهد. آنها حاضرند ورزش هزاران نفر را قربانی حفظ حکمرانی انحصاری خود کنند.
*نتیجهگیری: ورزش قربانی الیگارشی*
رویداد ماراتن کیش،با همه حاشیهها، یک پیام بسیار واضح داشت: جامعه کشور تشنه فعالیت های ورزشی، نشاط و مشارکت عمومی گسترده است. استقبال ۵۰۰۰ نفری، بهترین پاسخ به تمامی موانع بود.
خط مشی فدراسیون تحت رهبری کیشوند سابق،اما به نظر میرسد در نقطه مقابل خواست مردم قرار دارد. این فدراسیون ترجیح میدهد طبق ضربالمثل «ماراتنی که برای ما نجوشد، بگذارید…. در آن بجوشد»، هر رویداد مستقل و مردمیای را که از کنترل و منافع آن خارج باشد، تخریب کند.
آیا وقت آن نرسیده که به جای سیاستهای فرسوده انحصار و برچسبزنی،درهای فدراسیون به روی همکاری واقعی با برگزارکنندگان رویدادهای مردمی گشوده شود؟ یا باید شاهد باشیم که ورزش قربانی الیگارشی گروهی خاص شود که تاب تحمل هیچ موفقیتی بیرون از دایره خود را ندارند.
سرنوشت ورزش همگانی را نباید به سرنوشت این اشخاص سپرد.
نظر شما